مامان بزرگ - تاریخ: 1401/4/11 ساعت: 19:28
اين چادر تنها غنيمت جنگي بود كه بعد از مرگ مامان بزرگم منو كاملا يادش مينداخت و ميندازه ، اخه يجورايي حكم يه امضا بود براي مامان بزرگ و دورانش هميشه اين چادر بوده و انگار قرار نيس و نباشه
سر كار - تاریخ: 1397/10/19 ساعت: 21:05
كار كسل كننده ای اما خب از هیچی بهتتره دارم بهش عادتت میكنم ، الان سر كارم بیكار لن دادم و دارن نگاه بیرون میكنن یه نصاب امد یه جاسوسس یه خریدار ماسشین یكیم امد ادرسس پرسسید ، دلم میخواسس عكسس بذارم ا
هَوار - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 1:16
ناراحتی را دیده ای؟ كی میرود!كی را بغل میكند!؟چای كی را میخورد؟***ناراحتی او می آید می آید كه با هم فریاد بزنیم!فریاد میزنیم ما با هم فریاد زدیم ما ساكتانه فریاد زدیم و در سكوتمان دوتایی با همبا هم بودنمان را فریاد زدیم در فریادمان من او را فریاد نه من او را هوار كردم.  ب-رLet's block ads! (Why?)
اقای آرتمن - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 1:16
چشمون به صفحه گوشی خشك شد! اقای بكام ارتمن زنگ نزد؟ انصافانه اس؟؟؟
در استانه اتمام کودکی - تاریخ: 1396/11/24 ساعت: 1:16
منهای تمام تصمیمیاتی که میگیرم برای زندگیم مه بعضیاش عملی میشن بعضیاش نه ! هنوز شدیدا سر درگمم و کاملا به یه راهنم احتیاج دارم یا بهتره بگم  یه تضمین گیج شدم و نمیدونم باید کدام مسیرو ادامه بدم ! کدام مسیر منو به جیی که باید میرسونه و مشکل اینجاسمن خودم مسیر سازیم میکنم !ادامه تحصیل ؟یافعالیت اقتصاد...
تَكرارْ - تاریخ: 1396/11/1 ساعت: 23:04
عادت كردیم! به چند تخصصی عادت كردیم! متخصصین همه فن حریفی شده ایم آنقدر ناتوان شدیم كه خود را در هركاری توانمند میبینیم - شایدم اینقدر بیكار!- از امداد رسانی با دست خالی تا تحلیل سیاسی روابط دیپلماتیك ایران - چین...در هر مساله اثرات پروانه ای را فراموش كردیم، یادمان رفت درس بگیریم شدیم مایی كه محتاج...
بزرگ شدم - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 6:16
دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ بزرگ شدم نصفه شبه وسط بیكاریام یهو دلم نوشتن خواست ، سالم برگشتیم ٢تا مرغام پس دادیم اما یه چیزیو از دست دادم ! محمدو !!!!! نمیدانم گیجم هنوز ! نمیتانم خوشحال باشم اما دلمم نمیخوا برگرده تو زندگیم دروغ چرا حضور هیچ نره خریو نمیخوام !! خودم باشم خودمو یه روز مرگی كه فقط بشه ...
اختلالات هرمونی - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 6:16
لعنت به این اختلالات هرمونی كه از همه بدت میاد!!كلا به نظرم از هر حسی قوی تره میرینه به طرز فكر و همه چیت ینی از همه چی قوی تر نمیدونم چرا همه چیو بر عكس میكنه الان از همه بدم میاد دلم هوای اونو كرده و حوصله مامانم دارم خلاصه كه بگم پریود جان زودتر بیا تا یه گندی نزدم پ.ن١: بعد از ٥سال اولین بار دار...
لورازپام - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 6:16
چه قدر اینجا به من ارامش میده و دوسش دارم طبق روال همیشه از هرچی كه خوشم بیاد حس كنم از داشتنش خوشحالم ازم گرفته میشه نمیدونم كدوم قسمت كارماس ،، اما در هر صورت میان شلوغ پلوغیای دورو برم نوشتن اینجا یه حس و حال عجیب دیگه ای حتی اگه كسی نخونش حداقل مزیتش اینه دیگه مثه دفتر خاطراتم نیس كه دیقه ای یه ...
كار فرهنگی! - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 6:16
خب سلام وبلاگ جان چه طوری؟ میخوام از این به بعد كار فرهنگیم كنیم با هم منهای درد دل و شرح حال از این به بعد میخوام هر كتابی میخونم یا فیلمی میبینم اینجا نقدشو از نظر یه مخاطب كه بنده باشم خب عزیزم اول میخواستم تو اینستا بنویسم كه ٤نفر بخوننش منتها از اونجایی كه زیاد برام اهمیتی نداره همینجا مینویسم ...
كار فرهنگی شماره ١: نقد عاشقانه - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 6:16
بر خلاف میل باطنیم برای دیدن این سریال به تعریف زیاد اطرافیانم این سریال و دیدم ! نكات مثبت این سریال دیزاین لباسا و طراحی داخلی بود كه كاملا به چشم میومد به نظرم این سریال یه تقلید از سریالای بی سر و ته و صرفا تجاریه تركی بود از اسپانسر گرفتن تا نمایش تجملات و جریان فیلم ، اما در مقایسا با اونا به ...
اشتباه كردم! - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 6:16
حس میكنم تو برخوردم طی این سال های اخیر اشتباه كردم اونم اشتباه زیاد و بزرگی كه باعث شد منو از خیلیا چیزا دور كنه و الان تغییر كردم هم متوجه اشتباهاتم شدم و هم متوجه این شدم كه زندگی نه تنها كوتاس كاملا نا به سامان و عجیب غریبم هست و بیشتر بی ثبات دقیقا شبیه شخصیت خودم بی ثبات !! خلاصه كلام كه دارم ...
سر كار - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 6:16
كار كسل كننده ای اما خب از هیچی بهتتره دارم بهش عادتت میكنم ، الان سر كارم بیكار لن دادم و دارن نگاه بیرون میكنن یه نصاب امد یه جاسوسس یه خریدار ماسشین یكیم امد ادرسس پرسسید ، دلم میخواسس عكسس بذارم اما اینقد این بلاگفا سسختته كه بیخیال سشدم چند روز پیسشم پنكیك درسستت كردم دارم سسعی میكنم اسشپزیمو ب...
بیست سالگی - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 6:16
دو روز بیست سالگیم شروع شده . حس و حال عجیبه بزرگ بودن دارم و گذر عمر و ترس بزرگ شدن . چیز وحشتناکیه نگرانی تو ام با ترس و کم دایره عزیزام چیزیه که تو سال های اخیر اتفاق افتاد دور شدن از تعلقاتم و و راحت دست کشیدنم ازشون ! و ول کردن رفتنا و حتی عوض شدن ارزش هام به طرز عجیبی ادم سابق نیستم میشه گفت د...
١-بیرون رفتن با مهران - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 6:31
5:10 sube albate daqiq nmidonm bayad esmesho bezarm sub ya shab ?! hanoz nakhabdm o koli majara pish amade k alan bidarm dar har sorat omidvaram in akharin postam bashe o fardda sahiho salem bargardm o post bezarm o har anche k etefagh odtadaro tarif konm shayad ajib bashe in harfm ya age kasi nadon...
بزرگ شدم - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 6:31
دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ بزرگ شدم نصفه شبه وسط بیكاریام یهو دلم نوشتن خواست ، سالم برگشتیم ٢تا مرغام پس دادیم اما یه چیزیو از دست دادم ! محمدو !!!!! نمیدانم گیجم هنوز ! نمیتانم خوشحال باشم اما دلمم نمیخوا برگرده تو زندگیم دروغ چرا حضور هیچ نره خریو نمیخوام !! خودم باشم خودمو یه روز مرگی كه فقط بشه ...
اختلالات هرمونی - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 6:31
لعنت به این اختلالات هرمونی كه از همه بدت میاد!!كلا به نظرم از هر حسی قوی تره میرینه به طرز فكر و همه چیت ینی از همه چی قوی تر نمیدونم چرا همه چیو بر عكس میكنه الان از همه بدم میاد دلم هوای اونو كرده و حوصله مامانم دارم خلاصه كه بگم پریود جان زودتر بیا تا یه گندی نزدم پ.ن١: بعد از ٥سال اولین بار دار...
لورازپام - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 6:31
چه قدر اینجا به من ارامش میده و دوسش دارم طبق روال همیشه از هرچی كه خوشم بیاد حس كنم از داشتنش خوشحالم ازم گرفته میشه نمیدونم كدوم قسمت كارماس ،، اما در هر صورت میان شلوغ پلوغیای دورو برم نوشتن اینجا یه حس و حال عجیب دیگه ای حتی اگه كسی نخونش حداقل مزیتش اینه دیگه مثه دفتر خاطراتم نیس كه دیقه ای یه ...