خرید بک لینک
اين چادر تنها غنيمت جنگي بود كه بعد از مرگ مامان بزرگم منو كاملا يادش مينداخت و ميندازه ، اخه يجورايي حكم يه امضا بود براي مامان بزرگ و دورانش هميشه اين چادر بوده و انگار قرار نيس و نباشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 19:28

كار كسل كننده ای اما خب از هیچی بهتتره دارم بهش عادتت میكنم ، الان سر كارم بیكار لن دادم و دارن نگاه بیرون میكنن یه نصاب امد یه جاسوسس یه خریدار ماسشین یكیم امد ادرسس پرسسید ، دلم میخواسس عكسس بذارم اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:05

ناراحتی را دیده ای؟ 

كی میرود!

كی را بغل میكند!؟

چای كی را میخورد؟

***

ناراحتی 

او می آید 

می آید كه با هم 

فریاد بزنیم!

فریاد میزنیم 

ما با هم فریاد زدیم 

ما ساكتانه فریاد زدیم 

و در سكوتمان دوتایی با هم

با هم بودنمان را فریاد زدیم 

در فریادمان 

من او را فریاد نه 

من او را هوار كردم.  

ب-ر

برچسب: نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 1:16

چشمون به صفحه گوشی خشك شد!

اقای بكام ارتمن زنگ نزد؟

انصافانه اس؟؟؟

برچسب: نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 1:16

منهای تمام تصمیمیاتی که میگیرم برای زندگیم مه بعضیاش عملی میشن بعضیاش نه ! هنوز شدیدا سر درگمم و کاملا به یه راهنم احتیاج دارم یا بهتره بگم  یه تضمین گیج شدم و نمیدونم باید کدام مسیرو ادامه بدم ! کدام مسیر منو به جیی که باید میرسونه و مشکل اینجاسمن خودم مسیر سازیم میکنم !ادامه تحصیل ؟یافعالیت اقتصادی ؟من کدام راهو ادامه بدم؟خیلی گیجم و اصلا نمیدونم سر خرو کدام ور کج کنمخوشا انکه مسیرش پیدا باشد واقعایعی ارشد بخونم یا وقتمو بزارم روی تری دی و طراحی ؟!یا هردو؟پ . ن : خودم را مثه همیشه دست خدایی میسپارم که خودش تا به مروز بهترین ها را برایم رقم زده استخدایی که رتباط عمیق و صمیمی اش را هیچ گاه فراموش نکردم و نمیکنم  و خدایی که باور دارم هدایت کننده بالا تر ازش وجود نداره ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 1:16

عادت كردیم! به چند تخصصی عادت كردیم! متخصصین همه فن حریفی شده ایم آنقدر ناتوان شدیم كه خود را در هركاری توانمند میبینیم - شایدم اینقدر بیكار!- از امداد رسانی با دست خالی تا تحلیل سیاسی روابط دیپلماتیك ایران - چین...در هر مساله اثرات پروانه ای را فراموش كردیم، یادمان رفت درس بگیریم شدیم مایی كه محتاج خبر بدیم انقدر بد فكر كردیم و بد خواستیم و زیر هر اتفاق تلخ خط كشیدیم كه چیزی جز همین تلخیا برایمان باقی نمانده ارجحیت را در هر مسیله ای شو اف گذاشتیم در مغزمان را هم كه به كل تعطیل كرده ایم! خصوصیت جالبی داریم از كوچك تا بزرگ اثر خود را در دنیا فراموش كرده ایم یادمان رفته است -من-چه كلمه ی بزرگیست! دلیل این همه تسلیت پیاپی مجازی كه به دست هیچكیم نمیرسه چیه! نظر دادن و تحلیل و تعریف و در نهایت تصمیم روند زندگی همه ما شده به عبارنی با سر میرویم توی كفش دیگران پا كه دیگر سهل است! پلاسكو ریخت تماشا كردیم، راه را بستیم، گفتیم اتشنشان حقوقش زیاد است در عوض اینستایمان پر از حرف و عكس و شعر قشنگ شد معدن یورت را یكی مثل من میتوانست تعطیل كند، نكرد به جایش تسلیت گفت قطار اذربایجان را هم تسلیت گفتیم! هرچند دلمان رضا نبود در سرپل صف كشیدیم بیخیال اینكه زیر اوار كسی نفسش كم میشود، بازهم عكس گذاشتیم تسلیت گفتیم انقلاب میكنیم! اما اگر از ما بپرسن ایده آل اخرش چیه بدون جواب نگاه میكنیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1396 ساعت: 23:04

دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ بزرگ شدم نصفه شبه وسط بیكاریام یهو دلم نوشتن خواست ، سالم برگشتیم ٢تا مرغام پس دادیم اما یه چیزیو از دست دادم ! محمدو !!!!! نمیدانم گیجم هنوز ! نمیتانم خوشحال باشم اما دلمم نمیخوا برگرده تو زندگیم دروغ چرا حضور هیچ نره خریو نمیخوام !! خودم باشم خودمو یه روز مرگی كه فقط بشه تو لایه هاش گم شد اینقد گم بشی و گم بشی كه هیچی از زندگیت نمانه هیادامه مطلب

برچسب: بزرگ, نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 6:16

لعنت به این اختلالات هرمونی كه از همه بدت میاد!!كلا به نظرم از هر حسی قوی تره میرینه به طرز فكر و همه چیت ینی از همه چی قوی تر نمیدونم چرا همه چیو بر عكس میكنه الان از همه بدم میاد دلم هوای اونو كرده و حوصله مامانم دارم خلاصه كه بگم پریود جان زودتر بیا تا یه گندی نزدم پ.ن١: بعد از ٥سال اولین بار دارم از استیكرای اینجا استفاده میكنم یه حس دوس داشتنی بود بین این همه تلخی! ط پ.ن٢:حس خوبی دارم ازادامه مطلب

برچسب: اختلالات,هرمونی, نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 6:16

چه قدر اینجا به من ارامش میده و دوسش دارم طبق روال همیشه از هرچی كه خوشم بیاد حس كنم از داشتنش خوشحالم ازم گرفته میشه نمیدونم كدوم قسمت كارماس ،، اما در هر صورت میان شلوغ پلوغیای دورو برم نوشتن اینجا یه حس و حال عجیب دیگه ای حتی اگه كسی نخونش حداقل مزیتش اینه دیگه مثه دفتر خاطراتم نیس كه دیقه ای یه بار مامانم پیداش كنه و فضولی كنه تقریبا محاله ! تلخ ترین اتفاق دورو برم حسابی حس و حال خوشحالیو ازادامه مطلب

برچسب: لورازپام, نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 6:16

خب سلام وبلاگ جان چه طوری؟ میخوام از این به بعد كار فرهنگیم كنیم با هم منهای درد دل و شرح حال از این به بعد میخوام هر كتابی میخونم یا فیلمی میبینم اینجا نقدشو از نظر یه مخاطب كه بنده باشم

خب عزیزم اول میخواستم تو اینستا بنویسم كه ٤نفر بخوننش منتها از اونجایی كه زیاد برام اهمیتی نداره همینجا مینویسم

شرح حال : تلخ !

برچسب: فرهنگی, نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 6:16

بر خلاف میل باطنیم برای دیدن این سریال به تعریف زیاد اطرافیانم این سریال و دیدم ! نكات مثبت این سریال دیزاین لباسا و طراحی داخلی بود كه كاملا به چشم میومد به نظرم این سریال یه تقلید از سریالای بی سر و ته و صرفا تجاریه تركی بود از اسپانسر گرفتن تا نمایش تجملات و جریان فیلم ، اما در مقایسا با اونا به نظر شخصی من نتیجه اش بهتر بود ! ٢ قسمت اخر سریال میشه گفت سریال كمی مغز دار شده بود! اشاره به فقرادامه مطلب

برچسب: فرهنگی,شماره,عاشقانه, نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 6:16

حس میكنم تو برخوردم طی این سال های اخیر اشتباه كردم اونم اشتباه زیاد و بزرگی كه باعث شد منو از خیلیا چیزا دور كنه و الان تغییر كردم هم متوجه اشتباهاتم شدم و هم متوجه این شدم كه زندگی نه تنها كوتاس كاملا نا به سامان و عجیب غریبم هست و بیشتر بی ثبات دقیقا شبیه شخصیت خودم بی ثبات !! خلاصه كلام كه دارم سعی میكنم مسایلو اسان تر بگیرم ، كمتر گیر بدم و مهربان تر باشم یا به عبارتی گذشت تر ! خوشحالمادامه مطلب

برچسب: اشتباه,كردم, نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 6:16

كار كسل كننده ای اما خب از هیچی بهتتره دارم بهش عادتت میكنم ، الان سر كارم بیكار لن دادم و دارن نگاه بیرون میكنن یه نصاب امد یه جاسوسس یه خریدار ماسشین یكیم امد ادرسس پرسسید ، دلم میخواسس عكسس بذارم اما اینقد این بلاگفا سسختته كه بیخیال سشدم چند روز پیسشم پنكیك درسستت كردم دارم سسعی میكنم اسشپزیمو بهتتر كنم دیگه این كه هنوزم تتو تتركم البتته فك كنم تترك كردم ٢ ماهه این از سسری قبل خیلی بیسشتتر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 6:16

دو روز بیست سالگیم شروع شده . حس و حال عجیبه بزرگ بودن دارم و گذر عمر و ترس بزرگ شدن . چیز وحشتناکیه نگرانی تو ام با ترس و کم دایره عزیزام چیزیه که تو سال های اخیر اتفاق افتاد دور شدن از تعلقاتم و و راحت دست کشیدنم ازشون ! و ول کردن رفتنا و حتی عوض شدن ارزش هام به طرز عجیبی ادم سابق نیستم میشه گفت دور شدم خیلی از خودم خود قبلیم یا حتی میشه گفت دفن شدن بهار قبلی و با همه ی ماجراهای قدیمیش میبنادامه مطلب

برچسب: بیست,سالگی, نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 6:16

5:10 sube albate daqiq nmidonm bayad esmesho bezarm sub ya shab ?! hanoz nakhabdm o koli majara pish amade k alan bidarm dar har sorat omidvaram in akharin postam bashe o fardda sahiho salem bargardm o post bezarm o har anche k etefagh odtadaro tarif konm shayad ajib bashe in harfm ya age kasi nadone ehteman fek kone farda daram jae mirm k mse in filmai hendi sare janm mamele konm ! ama khoooob qasde in karo nadarim farda qarare ba shirin khanom o bacheha berim ba mehran biron hamin mehrani k migm b khodi khod ba hamon ghade 150 cm koli baese darde sar man shode , ,, in vasat qozo bala qozam ادامه مطلب

برچسب: ١بیرون,رفتن,مهران, نویسنده: یوسف صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 6:31

صفحه بندی