برچسب:
نویسنده: یوسف صالحپور
برچسب:
نویسنده: یوسف صالحپور
كی میرود!
كی را بغل میكند!؟
چای كی را میخورد؟
***
ناراحتی
او می آید
می آید كه با هم
فریاد بزنیم!
فریاد میزنیم
ما با هم فریاد زدیم
ما ساكتانه فریاد زدیم
و در سكوتمان دوتایی با هم
با هم بودنمان را فریاد زدیم
در فریادمان
من او را فریاد نه
من او را هوار كردم.
ب-ر
برچسب:
نویسنده: یوسف صالحپور

چشمون به صفحه گوشی خشك شد!
اقای بكام ارتمن زنگ نزد؟
انصافانه اس؟؟؟
برچسب:
نویسنده: یوسف صالحپور
منهای تمام تصمیمیاتی که میگیرم برای زندگیم مه بعضیاش عملی میشن بعضیاش نه ! هنوز شدیدا سر درگمم و کاملا به یه راهنم احتیاج دارم یا بهتره بگم یه تضمین گیج شدم و نمیدونم باید کدام مسیرو ادامه بدم ! کدام مسیر منو به جیی که باید میرسونه و مشکل اینجاسمن خودم مسیر سازیم میکنم !ادامه تحصیل ؟یافعالیت اقتصادی ؟من کدام راهو ادامه بدم؟خیلی گیجم و اصلا نمیدونم سر خرو کدام ور کج کنمخوشا انکه مسیرش پیدا باشد واقعایعی ارشد بخونم یا وقتمو بزارم روی تری دی و طراحی ؟!یا هردو؟پ . ن : خودم را مثه همیشه دست خدایی میسپارم که خودش تا به مروز بهترین ها را برایم رقم زده استخدایی که رتباط عمیق و صمیمی اش را هیچ گاه فراموش نکردم و نمیکنم و خدایی که باور دارم هدایت کننده بالا تر ازش وجود نداره
برچسب:
نویسنده: یوسف صالحپور
برچسب:
نویسنده: یوسف صالحپور
برچسب: بزرگ,
نویسنده: یوسف صالحپور
لعنت به این اختلالات هرمونی كه از همه بدت میاد!!كلا به نظرم از هر حسی قوی تره میرینه به طرز فكر و همه چیت ینی از همه چی قوی تر نمیدونم چرا همه چیو بر عكس میكنه
الان از همه بدم میاد دلم هوای اونو كرده و حوصله مامانم دارم
خلاصه كه بگم پریود جان زودتر بیا تا یه گندی نزدم
پ.ن١: بعد از ٥سال اولین بار دارم از استیكرای اینجا استفاده میكنم یه حس دوس داشتنی بود بین این
همه تلخی! ط
پ.ن٢:حس خوبی دارم از
چه قدر اینجا به من ارامش میده و دوسش دارم طبق روال همیشه از هرچی كه خوشم بیاد حس كنم از داشتنش خوشحالم ازم گرفته میشه نمیدونم كدوم قسمت كارماس ،، اما در هر صورت میان شلوغ پلوغیای دورو برم نوشتن اینجا یه حس و حال عجیب دیگه ای حتی اگه كسی نخونش حداقل مزیتش اینه دیگه مثه دفتر خاطراتم نیس كه دیقه ای یه بار مامانم پیداش كنه و فضولی كنه تقریبا محاله !
تلخ ترین اتفاق دورو برم حسابی حس و حال خوشحالیو از
برچسب: لورازپام,
نویسنده: یوسف صالحپور
خب سلام وبلاگ جان چه طوری؟ میخوام از این به بعد كار فرهنگیم كنیم با هم منهای درد دل و شرح حال از این به بعد میخوام هر كتابی میخونم یا فیلمی میبینم اینجا نقدشو از نظر یه مخاطب كه بنده باشم
خب عزیزم اول میخواستم تو اینستا بنویسم كه ٤نفر بخوننش منتها از اونجایی كه زیاد برام اهمیتی نداره همینجا مینویسم
شرح حال : تلخ !
برچسب: فرهنگی,
نویسنده: یوسف صالحپور
حس میكنم تو برخوردم طی این سال های اخیر اشتباه كردم اونم اشتباه زیاد و بزرگی كه باعث شد
منو از خیلیا چیزا دور كنه و الان تغییر كردم هم متوجه اشتباهاتم شدم و هم متوجه این شدم كه زندگی
نه تنها كوتاس كاملا نا به سامان و عجیب غریبم هست و بیشتر بی ثبات دقیقا شبیه شخصیت خودم
بی ثبات !!
خلاصه كلام كه دارم سعی میكنم مسایلو اسان تر بگیرم ، كمتر گیر بدم و مهربان تر باشم یا به عبارتی
گذشت تر !
خوشحالم
برچسب:
نویسنده: یوسف صالحپور
دو روز بیست سالگیم شروع شده . حس و حال عجیبه بزرگ بودن دارم و گذر عمر و ترس بزرگ شدن . چیز
وحشتناکیه نگرانی تو ام با ترس و کم دایره عزیزام چیزیه که تو سال های اخیر اتفاق افتاد دور شدن از
تعلقاتم و و راحت دست کشیدنم ازشون ! و ول کردن رفتنا و حتی عوض شدن ارزش هام
به طرز عجیبی ادم سابق نیستم میشه گفت دور شدم خیلی از خودم خود قبلیم یا حتی میشه گفت دفن شدن
بهار قبلی و با همه ی ماجراهای قدیمیش میبن